صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ

ایلام-اجتماع-زندگی
خلیل کمربیگی

  • بعدی
  •  
       از ماجرای علی کردان تا مساله ی تجارت القاب

    از ماجرای علی کردان تا مساله ی تجارت القاب

      نمی دانم ماجرای جناب آقای علی کردان و مدرک دکتری حقوق او را از دانشگاه آکسفورد، تا کجا دنبال کردید .از آن روزی که در صحن علنی مجلس، اعلام گردید که وزیر پیشنهادی کشور،  دارای مدرک دکترای افتخاری حقوق از دانشگاه آکسفورد می باشد تا تکذیبیه ی آن دانشگاه، که بالاخره به فیلتر شدن سایت "الف" نیز انجامید، نزدیک به 2 هفته می گذرد. از آن روز تاکنون موافقان و مخالفان، رو در روی هم سنگر زده و با توپخانه ی تبلیغاتی خود، همدیگر را بمباران می کنند. شاید، این از معدود دفعاتی باشد که در تاریخ سیاسی ایران، این گونه بر سر، صحت مدرک تحصیلی فردی، چنین کشمکش و جنجالی بر پا می گردد. واقعیت آن است که لقب‌تراشي و عنوان‌پروري در ساختار سياسي و اجتماعي ايران‌زمين، تاریخ طولانی داشته است. از روزگاران باستان تا عصر جديد، ردپاي آن را مي‌شود، پي گرفت. تاریخ گذشته ی این سرزمین نشان می دهد که گاهي حاكمان، خزانه‌ي خالي خود را با فروش القاب پر مي‌نمودند و به وقتي ديگر، ثناگويان، حاكمان خويش را به لقب‌هاي فاخر، مفتخر  کرده و از این راه مسندهای عالی اخذ، و یا شكم‌هاي خالي را سير مي‌کردند و اينچنين كثرت القاب از ويژگي بارز پادشاهان ايراني شده و هويت آنان در القابشان هويدا گشته است. هريك از این پادشاهان نیز،  خرواري از القاب را با خود داشته و از قدرقدرت و كيوان‌حشمت تا ظل‌الله‌الممدود في‌الارضين را، نصيب خويش نموده‌اند. برهمين اساس، گاه دیده می شود که، القاب و عناوين يكي از پادشاهان عصر قاجاريه، به اندازه‌ي اسم تمامي حاكمان يكي از دول اروپايي بوده است.باید دانست که تا القاب و عناوين در اين جامعه خريدار دارد، فروشندگانی نیز یافت مي‌شوند تا هرروزه به اين كهنه بازار، رونق تازه‌اي ببخشند و ديگران را نيز به خريد از آن دعوت نموده تا جايي‌كه مي‌رود نهادينه گشته و به عرف رايج تبديل شود. مگر نیست که، هر مديري تا حكم مي‌گيرد برخی، لقبي را به بهانه‌ي احترام و به رسم يادبود به نام او می افزایند و هر فردي تا صاحب نفوذي مي‌گردد عنواني به قرض، به او داده مي‌شود. در قرن جدید به دنبال القاب تازه‌اي براي افراد مي‌گرديم و از حاجی گرفته تا مهندس و دکتر و علامه و استاد و روشنفکر و... را نثار برخی از افرادی می کنیم که هیچ نسبتی با عنوان داده شده ندارند  و این چنین چرخ القاب و عناوين را همچنان می چرخانیم،ناميدن افراد، بدون لقب های مصنوعی و با اسم و فاميل او را ،زشت مي‌شماريم و برخی از ما، ندا دهندگان هر مديري بدون استفاده از القاب تقلبی را، مخالف مي‌خوانيم.بايد به انتظار بنشينيم‌كه،كي ‌و كجا از كثرت القاب مي‌كاهيم،افراد را با نام خويش‌مي‌خوانيم و در‌ جاي خود مي‌نشانيم.       

       ۲۸ مرداد ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [2]

    نسخه آماده چاپ


     
       شاپور پولادي: تکذيب مي کنم

    شاپور پولادي: تکذيب مي کنم

    بالاخره پس از کش و قوس ها و شايعات بسيار, مهندس پولادي نماينده ي مردم شهرستان هاي ايلام_ايوان_ شيروان چرداول و مهران در مجلس شوراي اسلامي، در گفتگو با نشريه ي " طنين غرب" موضوع امضاي ميثاق نامه با اصول گرايان استان را، انکار و هرگونه تمايل و تعامل با جريان اصول گرايي را تکذيب نمودند1

    از آن جايي که در اين ديار هنوز گوهر صداقت در بازار سياست، کارايي و اعتبار خود را از دست نداده است و سياست کاري کارگزاران سياسي براي توده ي مردمان اين سامان، پذيرفتني نمي باشد، روشن شدن اين موضوع، کمک شاياني به شفافيت در عملکرد و قضاوت در مورد شخصيت مهندس پولادي نموده و از اين تکذيبيه مي توان اين گونه برداشت نمود که:

    1-تمام گفته هاونوشته هاي زمان انتخابات وهمچنين پس ازآن،که مهندس رابه جريان اصول گراي استان متصل می ساخت،ابطال ميگردد.

    2-با اين مصاحبه،ميتوان تحليل نمودميثاق نامه اي که امضاي مهندس،مبني برهمکاري باجريان اصول گرا را نشان دهد،درکارنمي باشد.

    3- با تکذيب مهندس پولادي، اين گونه مي توان قضاوت کرد، که در انتخابات مجلس هشتم در استان، يک نفر وابسته به جريان اصلاح طلبي و دو نفر با رويکرد فعلا مستقل، وارد مجلس شده اند.

    4- از اين تکذيبيه نيز مي توان استنباط نمود که مساله ي شرکت و چند بار حضور مهندس پولادي در جلسات اصول گرايان مجلس و راي فراکسيوني به علي لاريجاني، شايعه اي بيش نبوده است.

    5-شايد بتوان گفت صدور اين تکذيبيه، متاثر از فعاليت فعالين اصلاح طلبي بوده که در زمان انتخابات در ستاد ايشان، حضور داشته اند.

    6- مهندس با اين اظهار نظر صريح، که هفته نامه ي طنين غرب از زبان او نقل کرده است به شفافيت کار سياسي در استان، کمک زيادي نمود. اميد است همان گونه که خود بر زبان آورده در بحث طايفه گرايي و عدم اعتقاد به آن، نيز در عمل آن را به اثبات رسانده و استان ايلام با حضور سه نماينده ي خود، بتواند دوره اي جديد را در شفافيت در عملکرد و مقابله با طايفه گرايي آغاز نمايد.

    (1) هفته نامه طنين غرب، سال سوم، شماره 115، دوشنبه 14 مرداد 1387 ، صفحه 2

     

     

       ۱۹ مرداد ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [4]

    نسخه آماده چاپ


     
       خبرنگاری تصادفی در یک جامعه ی تصادفی

     

    خبرنگاري تصادفي در يک جامعه ي تصادفي

     

    نمي دانم اين جمله را کجا از يکي از بزرگان جامعه شناسي خواندم که گفته بود ما در جامعه اي تصادفي زندگي مي کنيم.اگر نگاهي گذرا به عناصري از نظام هاي اقتصادي, سياسي, اجتماعي و فرهنگي جامعه ي خود داشته باشيم در پاره اي از موارد، نمي توان استراتژي خاصي را، حاکم بر آنها يافت.بخش هايي از اين نهادها،اغلب متاثر از تصميمات مديراني است که سيکل انتخاب آنها بر مدار تصادف بوده است و چون اميدي به فرداي ماندن خود ندارند لذا اثري از برنامه هاي اصولي و بلندمدت در نزد آنها نيز يافت نمي شود.از آن جايي که مطبوعات نيز عنصري از پيکره ي نظام فرهنگي اين جامعه محسوب گشته و از آن جدا نيستند، از اين امر نيز مستثني نمي باشند. وقتي امتياز برخي از مطبوعات به افرادي واگذار مي گردد که کمترين علاقه و استعدادي در اين زمينه نداشته و فقط با توجه به قدرتي که در دستگاه هاي اداري از آن برخوردارند اين امتياز را اخذ مي کنند و پس از سپري شدن عمر مديريتي شان، مطبوعه را به امان خدا رها کرده و هرچند مدت يک بار و صرفا براي جلوگيري از ابطال مجوز نشريه، چند صفحه آگهي را به چاپ رسانده و عاشقان واقعي اين عرصه به بهانه ي زياد بودن تعداد نشريات، سال ها در پيچ و خم اداري  براي اخذ مجوز،سرگردان مي گردند، چگونه بايد انتظار ايفاي رسالت خبرنگاري را داشت؟ وقتي براي برخي، کار در روزنامه با کار در يک بنگاه معاملات ملکي تفاوتي پيدا نمي کند و نقش روزنامه نگار به يک دلال يا آگهي جذب کن، تنزل مي يابد،وقتي به يک نشريه چون يک مغازه نگريسته مي شود و اداره ي آن نيز در اين بحران بيکاري به پسر عمه و دختر عمو واگذار گشته، وقتي نگاه به قلم زني در مطبوعات، چون فروش اقلام ساختماني باشد چه انتظاري از اين دست مطبوعات و بالطبع افرادي که به عنوان خبرنگار در آن مشغول فعاليت بوده، مي توان داشت. وقتي پسر عمه ها و دختر عموها تيترهاي اول خود را به حراج گذاشته و با عکس و بدون عکس، آن را به فروش مي رسانند و يا تنها هنر آنها برجسته سازي اخباري است که از بامدادان تا شامگاهان از کانال هاي رسمي منتشر مي گردد و از خود هيچ توليد خبري نداشته و حتي حاضر نيستند برخي از اخبار رسانه هاي رسمي که ممکن است زير پوست حوادث شهر را بکاوند، انتشار دهند و آگهي هاي تهنيت و تسليت، پرخواننده ترين قسمت مطبوعه ي آنها محسوب مي گردد چگونه مي توان  دم از رسالت خبرنگاري زد. در همين روزنامه نگاري تصادفي است که عکس, خبر، مقاله و مصاحبه هاي ساختگي از مديراني ديده مي شود که سوءعملکرد آنها، مردم را عاصي نموده است. روزنامه نگاران تصادفي به جريده ي خويش بسان مغازه اي اجاره اي نگريسته و در آن کالاهاي خود را به جامعه ي خويش عرضه مي دارند. براي صاحبان نشرياتي که تصادفا به جمع اصحاب مطبوعات وارد شده اند مشغول کردن يکي از اقوام و فاميل بيکار خود و ايجاد اشتغال براي آن در نشريه,مهمتر از اهدف رسانه مي باشد. در روزنامه نگاري تصادفي است که تنها فايده ي کارت خبرنگاري، عبور از طرح ترافيک و يا شرکت در برخي مجالس و محافل، بدون تهيه ي حتي يک گزارش ناقص است. در اين روزنامه نگاري است که افراد بدون طي نموده دوره هاي خاص روزنامه نگاري و خبرنگاري و يا حداقل آشنايي اوليه با اصول آن، خبرنگار مي گردند. ودر اين ميان در بسياري از اوقات ديده شده که روزنامه نگاران و خبرنگاران تصادفي به علل در پيش گيري اين رويکرد، عرصه را بر خدمتگزاران و خبرنگاران واقعي تنگ کرده و مي خواهند سکه ي اقبال آنها را در نزد مديران و مسولان بي اعتبار سازند هرچند سکه ي اقبال اين گونه روزنامه نگاران در نزد مردمان رواج دارد. روزنامه نگاران و خبرنگاران تصادفي زمينه اي فراهم مي کنند تا نشريات و خبرنگاران متعهد، به سبب پديد آمدن گرفتاري هاي متعدد، هر روز از اهداف خود دور گردند تا بالاخره عطاي اين حرفه ي پرمخاطره را به لقايش ببخشند. روز خبرنگار را به تمامي کساني که رسالت اين حرفه را پاس مي دارند تبريک گفته و اميد است بتوانند با فراغ بال به حيات خود ادامه دهند.

       ۱۵ مرداد ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [3]

    نسخه آماده چاپ


     
       آرد + ماسه= نان ایلام

    ابتکاری جدید در پخت نان

    آرد + ماسه= نان ایلام

    هفته نامه ی "نجوا" تیتر اول شماره ی اخیر خود را (219) به مساله ی آرد ایلام اختصاص داده و در مطلبی تحت عنوان" گزارش های تکان دهنده از کارخانه های آرد استان ایلام"  پرده از برخی  مباحث پیرامون مساله ای برداشته که این روزها اذهان مردم استان را به خود مشغول ساخته است. نویسنده ی بی نام گزارش، به ابعاد فاجعه ی اضافه کردن شن و ماسه به آرد، در برخی از کارخانجات آرد استان، اشاره کرده و در این راستا مدیران این کارخانه ها  ، مسولین استان و خصوصا مدیریت ارشد استان را مقصر جلوه داده است.

    همان طوری که می دانیم مساله ی " امنیت غذایی" یکی از مهمترین ابعاد امنیت بوده و انجام تحقیقات فراوان در سراسر دنیا، نشان از حساسیت موضوع می دهد. و در این میان "نان" به عنوان عمده ترین گروه غذایی در تامین انرژی و پروتئین دریافتی  روزانه ی افراد در کشور ما، از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و  در سال جدید،با افزایش قیمت مواد غذایی دیگر، مصرف نان در استان ما به طور چشمگیری افزایش یافته و صف شلوغ نانوایی ها  به خوبی بیانگر آن خواهد بود. و اما داستان بی کیفیتی نان در ایران و خصوصا باز در ایلام، مدت های زیادی است که اذهان مسولین و ارباب جراید را متوجه خود ساخته  و راهکارهایی که تاکنون نیز به مرحله ی اجرا درآمده، نتوانسته بر کیفیت نان در ایلام تاثیر زیادی بر جای بگذارد.شاید یکی از حلقه های مفقوده در این مسیر، بی کیفیتی گندمی است که جهت آرد کردن، در اختیار کارخانجات آرد قرار داده می شود. نتاج پژوهش های سازمان تحقیقات کشور نشان می دهد که گندم غنی و خوب در کشور ما، در استان های حاشیه ی دریای خزر و خصوصا در زادگاه استاندار استان(ترکمن صحرا) تولید می گردد و نوع گندم مناطق ما درسطح متوسط یا ضعیف می باشد وشاید این خود یکی ازمهمترین دلایل بی کیفیتی نان در ایلام باشد. با این وضعیت، مصیبت زمانی به وقوع می پیوندد که افرادی بخواهند با افزودن شن و ماسه به این گندم بی کیفیت، نان با کیفیت تحویل مردم داده شود و آنگاه خود بخوانید از این مجمل حدیث مفصل.

    از آن زمان که برخی افراد با پوشیدن چکمه های بلند لاستیکی و با استفاده از ابزارهای مختلف به جان نان های خشک افتاده و برای تهیه ی نان خشکی، آنها را خرد می کردند، رنگ قداست از روی نان پرید. پدران و مادران ما با چشمان خویش نظاره می کردند که چگونه ماده ی مقدسی که سابقا در جهت تامین امنیت و دفع بلا و خطر از آن استفاده می نمودند اینک، خود امنیتش به خطر افتاده و در زیر ضربه های بیل صدای ناله اش به هوا برمی خیزد و کسی نیز به دادش نمی رسد و باز نیز با چشمان خود می نگرند چگونه افرادی این سرمایه ی سنتی را به باد تمسخر گرفته و تامین کننده ی سابق امنیت آنها را ،به تهدید کننده ی امنیت جانیشان تبدیل کرده اند. اضافه کردن شن و ماسه به این ماده ی حیاتی و مقدس مردم ایلام،  نه تنها ضربه به امنیت جانی شهروندان خواهد بود بلکه امنیت روانی آنها را نیز به خطر انداخته و به اعتماد اجتماعی در جامعه ی ما، ضربه ی جبران ناپذیری وارد کرده و سرمایه ی اجتماعی در این جامعه را در معرض اضمحلال قرار خواهد داد. هنوز نمی توان در این راستا به درستی قضاوت نمود که چه کسی مقصر است؟ کارخانجات آرد، شرکت های حمل و نقل گندم و یا اداره ی غله؟ اما با توجه به اهمیت فوق العاده ی مساله، این وظیفه ی مسولین، نهادهای مدنی، رسانه های جمعی و خصوصا مطبوعات بیدار استان است که در این راستا سکوت نکرده و با شکافتن عمق فاجعه و کشف حقیقت، راه را بر مخاطران امنیت مردم استان بسته و به صورتی شفاف خاطیان را به مردم معرفی نمایند.

     

       ۹ مرداد ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [7]

    نسخه آماده چاپ


     
       جدولی برای سرگرمی

    جدولي براي سرگرمي

    اين روزها، جداول ساعات قطع برق در سراسر کشور توسط ادارات برق استان ها، اعلام و به صورت هفتگي منتشر مي گردد.ارائه ي اين جداول، مي تواند شهروندان را در تنظيم اوقات شبانه روز براي انجام کارهاي خود ياري رساند.اما آنچه که طي هفته هاي گذشته در ايلام مشاهده شده،جداول پرشده با يکسری اعداد بوده و اثري از اجراي اين جداول  ديده نمي شود.نگارنده که در چند مرحله جداول فوق را اخذ و بر ديوار آشپزخانه ی خود نصب نموده ام، به ندرت مشاهده کرده ام که قطعي برق در ساعات اعلام شده، صورت بگيرد و بر عکس، قطعي برق در ساعاتي انجام گرفته که هيچ نشاني در جدول ارائه شده ندارند. قطعي هاي مکرر و گاه و بيگاه و حتي فقدان ميزان ساعت واقعي قطعي برق در طول شبانه روز، نشان از بي توجهي مسوليني مي دهد که گويا هدف اصلي آنها از ارائه ي جداول فوق، پرکردن آن برای رفع تکلیف بوده و نه احترام به وقت شهروندان.

     به نظر مي رسد مسولين ارائه دهنده ي جداول قطعي برق، بايد به اوقات شهروندان اهميت بيشتري داده و اگر قرار است جداول فوق را در هفته هاي  آينده نيز منتشر کنند آن را به درستي اجرا نموده تا بي اعتمادی شهروندان را نسبت به خود برنيانگيزند. و اگر جداول ارائه شده داراي رمز اجرايي خاصي می باشد، رمز جدول را اعلام نموده تا شهروندان از سرگرداني خارج و وقت خود را با ساعات اعلام شد، تنظيم نمايند.

       ۵ مرداد ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [1]

    نسخه آماده چاپ


     
       نظام اداري و نوچه پروري

    نظام اداري و نوچه پروري

    برخي از انديشمندان اجتماعي، روحيات و خلقيات ايرانيان را از عوامل عدم توسعه نيافتگي اين كشور قلمداد مي‌كنند. از جمله‌ي اين خلقيات كه بندرت بدان پرداخته شده،بحث نوچه و نوچه پروري است. نويسندگاني كه به تاريخ مشروطه پرداخته‌اند يكي از عوامل موثر بر عدم توفيق انقلاب مشروطه در ايران را، فعاليت نوچه هايي مي دانند كه در زير بال و پر پهلوانان محلي به ايجاد آشوب و اغتشاش در جامعه دامن زده و مانع تحقق اهداف مشروطه خواهان می شدند.با به قدرت رسيدن رضاخان و برچيده شدن قدرت پهلوانان محلي، وظيفه‌ي نظم و امنيت در شهرها را كلانترهاي نظامي و ژاندارم ها برعهده گرفتند و كلانترهاي محلي به حاشيه رانده شدند.فرهنگ مدرنيسم که در ايران رواج پیدا نمودتغيير محسوسي در سيما ونقش نوچه‌ها ايجاد شد و اين لات ها و بچه لات ها بودندكه با سيمايي جديد و ادبياتي نوین،پا به عرصه‌ي وجود گذاشته و به ايفاي نقش هاي جديدي پرداختند.با ظهورعصرجديد پديده ی نوچه پروری به نظام هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و حتی علمی جامعه‌ي ما نیز سرايت نمود و كاركردهاي آنها را تحت تأثير قرار داد. پديده نوچه پروري بيشتر در جوامعي پا به عرصه ي ظهور مي‌گذارد كه هنوز طعم توسعه يافتگي را نچشيده‌اند.و بدین گونه امکان روبرویی جوامع سنتي با فرهنگ ارباب و رعيتي و جوامع در حال گذار با نوچه پروري به وجود می آید.آن هنگام كه ساختارهاي سنتي جامعه به واسطه ی نواختن شیپور مدرنیسم از هم پاشيده مي گردد،اگر جامعه با نظام جدید آرامش نگیرد، نظام ارزشي سابق دچار تحول ‌شده، سرگشتگی اجتماعی رخ می دهد و قانون نمی تواند حاكميت خود را بر جامعه مستولي گرداند و آنگاه، برخی از افراد در قالب هاي گوناگون و براي رسيدن به اهداف خويش، به نوچه پروري روي آورده و مي خواهند با تجمع نوچه‌ها، مزاياي بيشتري را كسب نمايند.

    در نظام اداری ما برخي از افراد كه نان خود را، از سفره‌ي مرشد خويش بدست آورده اند راه حفظ خود را در چيدن تركيبي از نوچه هایی مي‌دانند كه به وقت تنگي به كمكشان آمده و با طومارهاي گوناگون، مدافع آنها گردند. حس نوچه پروري بر نظام اداري ما سايه افكنده و برخي از مديران پيرامون خود را با نوچه‌هايي مي چينند كه در تمامي محافل و مجالس مؤيد و مروج آنها باشد. گاه مرشد از چنان قدرت و مقامی برخوردار می گردد که می تواند نوچه های خود را بسان مهره های شطرنج در دوایر مختلف به کار گماشته و بدین گونه سیطره ی خود را بر کل نظام اداری حفظ می نماید.نوچه‌ها نيز كه از سر ارادت مرشد، مقام خويش را بدست آوره اند از صبح تاغروب تسبيح گوي مرشد خويشند و وظیفه‌اي جزء دفاع از او را ندارند.اگر برای عیاران و پهلوانان سابق، امنیت و آسایش مردم مهم بوده و آنها وظیفه ای برتر از، دفاع از مردم کوچه و بازار، برای خود نمی شناختند،براي نوچه‌ها، جناب رئیس، خط قرمزشان بوده و با كوچكترين نقد بر عملكرد او، بر مي آشوبند و همچون قمه كشان عصر قاجار، از تمام ابزار خود براي منكوب كردن نقاد، استفاده مي‌نمايند. نوچه ها، ارباب خود را كاريزما معرفی کرده و سعي دارند با تمامي وسايل سمعي و بصري، كاريزماييش را به ديگران اثبات نمايند.

    آيين نوچه پروري داراي مراتب و طبقات مختلفي است.گاه نوچه‌ي يك مرشد،خود در نقش مرشد نوچه هاي ديگر، ظهور مي‌كند و از نوچه‌هاي زيادي نیز برخوردار مي گردد. سلسله مراتب حاكم بر آيين نوچه گي، اقتضاي دفاع مشروع و غيرمشروع از مرشد را مي‌نمايد و اين دفاع به گونه‌هاي گوناگون صورت مي گيرد.گاه برخي نوچه‌ها به مرتبه ای می رسند كه مرشد، او را همراه و همراز هميشگي خود پنداشته و با او در امورات مختلف به مشورت مي پردازد. در رابطه‌اي كه بين نوچه و ارباب برقرار مي گردد اين میزان لطف و كرم ارباب است كه معني پيدا مي‌كند و نه حق و حقوق افراد. ارباب، مزاياي اجتماعي را برحسب كرم خويش تقسيم كرده و نوچه ها را از آن بهره‌مند ساخته و يكي را در مرتبه اي بالا و ديگر را در مقامي نازلتر جاي مي دهد. او ثروت و دیگر مزاياي اداري را بر همين اساس توزیع نموده و اينچنين رابطه ي ارباب - رعيت در قالب مدير-كارمند باز توليد مي‌گردد.كاركردها و وظايف اداري و رسالت علمي به فراموشي سپرده شده و سرسپردگي به مدير كه در نقش مرشد ظاهر گشته، چيره می شود.کارمند بايد به آيين نوچه گي ايمان بياورد تا از مزاياي اداری بهره مند گردد. غلبه‌ي اين حس بر نظام اداري سبب شده كه شايسته‌سالاري رنگ ببازد و دوزيستي حاكم، و نظام اداری با فساد مواجه گردد.برخي از كارمندان با چشمان خويش نظاره مي كنند كه تسليم شدگان به آيين نوچه گي، چگونه از كوتاهترين راه، به بالاترين مقام اداری دست مي‌يابند. آنها مي بينند كه نوچه گان از قدرت مافوق قانوني برخوردار بوده و در آن سازمان و گاه سازمان های دیگر، به هر اقدامي دست زنند كسی یارای مخالفت و برخورد با آنها را ندارد، از مصونيت در برابر قانون بهره‌مند بوده و اجازه‌ي هر گونه تخلفي را پيدا مي‌كنند. نوچه گان كدخدا را ديده و اداره را مي‌چاپانند.مرشدان نیز، هرگاه با مخالفت ارباب جرايد و یا منتقدين روبرو گردند در ابتدا سعی می کنند منتقد را به جمع نوچه گان خود بیفزایند و اگر موفق به این کار نشدند آنگاه با انگشت اشاره، فرمان حمله ي نوچه‌هاي خود را صادر كرده و نوچه‌گان نيز برهمان اساس و با تمام ابزار سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی و... به منتقدين حمله ور شده و مي‌خواهند آنها را از پاي درآورند. عجیب تر آنکه در هزاره ی سوم میلادی ،پاره ای از مدیران،به پرورش نوچه هایی مبادرت می ورزندکه نه تنها عضو رسمی سازمان یا موسسه ی آنها نبوده بلکه در هیچ موسسه و سازمانی به صورت رسمی عضویت نداشته اما این مدیران می خواهند از توان فیزیکی آنها درجهت خاموش کردن صدای منتقدان استفاده نمایند.آنگاه كه مرشدان در نظام اداري نیز جاي خود رابه شخصي ديگرواگذار مي‌كنند،آب درلانه‌ي نوچه‌های اداری ريخته شده وآسايش آنها برهم زده مي شود.چراكه آنها حيات وممات خودرا درخطر ديده وبه هر حشیشي متوسل مي گردندتااز این سیلاب جلوگیری کرده و خود را نجات دهند.مرشد نيز اگر به مقام ديگري دست يافت نوچه‌هاي وفادار را تنها نگذاشته و آنها را در قاب خود، خواهند چيد.

    نوچه پروري از آسيب هايي است که نظام اداری ما را فاسد و در کل، توسعه را در اين جامعه تهديد می کند.در فقدان حضور و ظهور نهادهاي مدني و فرهنگ شايسته سالاري است که نوچه پروری شیوع پیدا می نماید. راه مقابله با ترويج اين آيين، گسترش و حاكميت فرهنگ شايسته سالاري و قانون گرايي است، تا نهادهاي مدني پا نگيرند و مطبوعات و تريبون هاي مختلف، رسالت اصلي خود را به درستي انجام ندهند،اين آيين، در نظام اداری و  در نهایت در کل این سرزمين، به حيات خويش نيز ادامه خواهد داد.

     

       ۲۹ تير ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [1]

    نسخه آماده چاپ


     
       خبرنگاران و رسالت آنها

    خبرنگاران و رسالت آنها

    امروز که در اينترنت به دنبال مساله اي مي گشتم در وبلاگ(mihantari.blogfa.com )به مطلبي برخوردم که احساس کردم درج آن در اين جا براي خبرنگاران و تمامي اصحاب رسانه مفيد مي باشد. شايد اغلب عزيزان اصحاب رسانه، تعهد لازم خود را به حرفه ي خويش در عمل نشان داده اند اما ديدم درج اين مطلب شايد بتواند با يادآوري رسالت مطبوعاتي اين دوستان، گام کوچکي در جهت توسعه ي استان باشد:

    سوگندنامه اي براي آنانکه مي خواهند " خبرنگار" باشند

    ·         پروردگارا؛ اكنون كه گام در راه حقيقت و رسالت سترگ آگاهي بخشي به مردم برداشته‌ام ياري‌ام كن تا از جهل و ناداني به دور باشم و تا واپسين لحظات زندگي حقيقت و راستي را فراموش نكنم و برضد هيچكس شهادت دروغ ندهم.

    ·         بدون اطلاع و آگاهي در مورد هيچ انساني قضاوت نكنم. سخن راست بگويم و به حقيقت اقرار كنم. مردم و افرادي را كه حق دارند از طريق اطلاعات دقيق و جامع به تصوير عيني از واقعيت دست يابند و آراي خود را آزادانه از طريق رسانه‌هاي گوناگون فرهنگي و ارتباطي بيان كنند، ياري كنم.

    ·         مرا وقف واقعيت عيني ساز تا خود را در خدمت حق مردم، در راه دستيابي به اطلاعات حقيقي و موثق قرار دهم.

    ·         تحت هر شرايطي، همسو با وجدان اخلاقي خود عمل كنم.

    ·         ياريم كن تا معيار‌هاي عالي شرافت در اين حرفه، كه مشتمل بر حق روزنامه‌نگار، براي خودداري از كار برخلاف اعتقاد شخصي، حق عدم افشاي منبع اطلاعات و همچنين حق شركت در روند تصميم‌گيري در رسانه‌اي كه براي آن كار مي‌كند را حفظ كنم.

    ·         شرافت حرفه‌اي، نبايد هرگز اجازه دهد كه به هيچ نحوي رشوه بپذيرم و يا برخلاف رفاه عمومي به ارتقاي منافع خصوصي بپردازم.

    ·         احترام به حق فردي ، حفظ حريم و اسرار خصوصي و شئون انساني كه با قوانين بين‌المللي و ملي مربوط به حفظ حقوق شهرت افراد؛ بخشي از معيارهاي اخلاقي من باشد.

    ·         پروردگارا ياريم كن تا به ارزشهاي جهاني و تنوع فرهنگ‌ها و عقايد احترام بگذارم.

    ·         در هر شرايط مدافع ارزش‌هاي عام انساني و بالاتر از همه مدافع صلح، دموكراسي، حقوق بشر، پيشرفت اجتماعي باشم.

    ·         ياريم كن تا با ايمان به تو، خارج از وا بستگي‌هاي مادي به طرز فعالي براي تبديل جامعه خود به جامعه‌اي دموكراتيك، مشاركت‌ جويم و از طريق گفت و شنود به ايجاد فضايي آكنده از اعتماد بين‌المللي براي تثبيت صلح و عدالت، تشنج زدايي، خلع سلاح و توسعه در سراسر جهان گام بردارم.

    ·         خداوندا بيزاريم را از جنگ، ترور و فقر؛ بيشتر و بيشتر كن و پاهايم را قوت ده تا راه آزادي را كه سرانجامش معنويت، صلح و حقيقت است، گام بردارم

    پس در پيشگاه تو سوگند ياد مي كنم كه در راهي كه پيموده‌ام ذره‌اي فروگذار نباشم.

     

       ۲۳ تير ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [3]

    نسخه آماده چاپ


     
       شانزدهمین استاندار

    شانزدهمين استاندار

    درست ششم آذرماه يکهزاروسيصد و هشتاد و چهار رأس ساعت 19 و 14 دقيقه بود که خبرگزاري مهر، خبري را بر روي تلکس خبري خود مخابره نمود که برآورنده ي آرزوهاي بسياري از ايلاميان  بود. خبر اين بود: استاندار ايلام انتخاب شد. پس از  انتخاب علي آزاد به عنوان پانزدهمين استاندار استان و اولين استاندار بومي، لطيف صادقي يار ديرين او و نايب رييس آن دوره ي شوراي شهر ايلام، اين انتصاب را بزرگترين هديه ي دولت به استان عنوان کرد. ما که پس از گذشت 31 سال از تشکيل استانداري، هنوز رنگ استاندار بومي را به چشمان خويش نديده بوديم در ميان هلهله و شادي صاحب اولين استاندار بومي گشتيم. سيل تهنيت ها از چپ و راست باريدن گرفت تا جايي که پرچمدار سابق حزب مشارکت و نماينده ي دوره ي ششم مجلس(حيدري زادي) فتواي همکاري کامل با وي را صادر نمود.اما آزاد در ابتداي راه با معضلاتي روبرو گشت که نه از سوي جريان رقيب ، بلکه دوستان سياسيش بر سر راهش گذاشتند. تيم کاري همراه او، پاشنه آشيل آزاد گشت و او که چهره ي  عمرانيش بر وجوه ديگرش مي چربيد از همان سوراخي گزيده شد که تخصصش در آن بود.رييس دولت،فرياد تخصيص اعتبارات فراوان براي ايلام مي داد اما کمتر خبري از عمران و آباداني به گوش مي رسيد. دوستان سابق و برخي از حاميان دولت در برابرش قدعلم کردند تا جايي که برخي از آنها او را نماينده ي واقعي دولت احمدي نژاد نمي دانستند. از آن روزي که نايب رييس ستاد دکتر احمدي نژاد در ايلام، نوشته ي انتقادآميز خود را در نشريه ي بوتک به چاپ رساند علي آزاد تنهاتر از گذشته شد و جريان انتخابات مجلس هشتم در ايلام او را تنهاي تنها کرد و اينچنين تجربه ي ايلاميان از انتصاب اولين استاندار بومي استان رقم خورد و امروز يک شنبه ساعت 12 و 56 دقيقه واحد مرکزي خبر اعلام کرد محمد ميرقراوي به عنوان پانزدهمين استاندار غير بومي و شانزدهمين استاندار ايلام منصوب شد تا علي آزاد در ميان سکوت و حسرت دوران بازنشستگي خود را آغاز نمايد.

     

       ۹ تير ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [6]

    نسخه آماده چاپ


     
       باز مساله اين شد:بومي يا غيربومي؟

    باز مساله اين شد:

    بومي يا غيربومي؟

    قصه ي قديمي و شيرين بومي گرايي، آهسته آهسته به داستان هزارويک شبي تبديل گشته که هر نيروي تازه نفس و تاثيرگذاري که وارد چرخه ي مديريت و قانون گذاري استان مي گردد هنوز گرماي فضاي قبل از انتخابات را تا مدتي حس کرده و به تکرار قصه اي ديگر از اين داستان کهنه پرداخته و براي مدتي اذهان مردم و فعالان عرصه هاي سياست و اجتماع را به سوي خود جلب مي کند.بومي گرايي که در استان ما در مديريت بومي خلاصه گرديد همان سرنوشتي را پيدا نمود که پيش از آن ، برخي از انديشمدان اجتماعي هشدارهاي لازم را در آن زمينه داده بودند.   بومي گرايي در ايلام به مقياس کوچکتري خود غلطيد و آن آرمان بزرگ به واقعيت طايفه گرايي رسيد و خود با چشمان خويش ديديم آنچه را که بايد مي ديديم.

    اينک اغلب بومي خواهان قديم به مخالفان و يا حداقل بي طرفان جديد اين تز، تبديل و از آن همه شور و حرارت بومي خواهانه ي آنها اثري يافت نمي شود چرا که با چشمان خويش ديدند که حاصل آن همه شور و شعور و تلاش و تکاپو چه سان به بار نشست و چگونه در اين اجتماع ايلي کارکردهاي مديريت بومي به ضدکارکرد تبديل گرديد .

    اکنون آرمان بومي گرايي سابق، توسط برخي از نمايندگان فعلي مجلس در قالب مديريت بومي پيگيري شده و آنها شعار نپذيرفتن مدير غير بومي را پيشه ي خويش ساخته اند و اينچنين مطالبه ي  قديم مردمان اين سامان از سوي نمايندگان جديد پيگيري مي گردد. گويا قرار است آزموده دگر بار آزمايش گردد و چرخه ي بومي بودن استاندار استان، همچنان بچرخد تا تمامي طوايف استان، مزه ي آن را بچشند و در نهايت حلقه ي توسعه نيافتگي استان تکميل گردد.

    اينک که رسم شده، برخي از نمايندگان مجلس به جاي نظارت بر عملکرد مديران، دخالت در انتخاب آنها را وظيفه ي خود بدانند توصيه مي گردد آنها به جاي قدرت آزمايي  در اين ميدان کوچک ،نفوذ و قدرت خود را در ايران بزرگ بيازمايند و در بروشورهاي پايان فعاليت دوره ي چهارساله ي نمايندگي خود نيز بنويسند که چند نفر از فرزندان اين ديار را بدون در نظر گرفتن وابستگي ايلياتي، به چرخه ي مدريتي  در کل کشور تزريق نموده اند.

    آنگونه که در رسانه ها عنوان شده، برخي از نمايندگان محترم مجلس ، اسب خود را زين کرده و خواستار استاندار بومي هستند . لازم است آنها قبل از پافشاري بر خواسته ي قبلي مردمان اين سامان، به آسيب هايي که از اين مسير مديريت بومي در اين استان را تهديد مي کند خوب انديشيده و لاجرم اگر قرعه به انتخاب مديريت بومي افتاد بدون در نظر گرفتن گرايش طايفه گرايانه و منطقه خواهانه ي خود، به مديري بينديشند که سابقه مديريتي ، افکار و انديشه هاي او کمترين نشان از وابستگي هاي طايفه گرايانه داشته باشد. انتخاب عضوي از اعضاء ستاد انتخاباتي و يا ايل و محل سکونت نمايندگان به صرف، هم ايل ، هم محل ، يا دوست و آشنا بودن،  به منزله ي تير خلاص بر پيکر نحيف ايلام خواهد بود.

     

       ۸ تير ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [0]

    نسخه آماده چاپ


     
       ارمغان حاج فتاح

    *[دولت خاتمي] براي اقتصاد حرف روشن و مشخصي نداشت،در مسائل سياسي و اداره ي امور فرهنگي جامعه بيشتر منفعلانه با جريانات برخورد مي کرد و الگوي معيني براي جامعه طرح ريزي نکرده بودند.

    * در رابطه با برنامه هاي معيشتي مردم، مي بينيد که در طول 7سال[83-1376] تورم سرسام آور شده است و قابل کنترل نيست و کسي امروز اطمينان قيمت کالاهاي فردا را ندارد. نمودار بيکاري ارتفاع بالايي را نشان مي دهد، از طرفي قدرت خريد مردم به شدت کاهش يافته است و جامعه از نظر معيشتي با هيچ افق و تحولي روبرو نگرديده است.

    *برخوردي که جاح چپ در اين مدت[83-1376] انجام داد فوق العاده به ضرر کشور و نظام اجرايي بود. برخورد جناحي و ناديده گرفتن تخصص انسان ها به جرم و بهانه ي همکاري با دولت راست، که غير قابل جبران است.

    *مساله ي ديگر کمبود کادر مجرب در عرصه ي مديريت اجرايي است. آنها از داشتن مديريت توانمند و آگاه و با تجربه محروم بودند.

    *پرسشگر: اگر اجازه دهيد سوالي در رابطه با مسائل بين المللي مطرح کنم. نظر شما در خصوص شعار تنش زدايي دولت آقاي خاتمي چيست و بفرماييد چه موفقيتي در اين زمينه داشته اند؟

    پاسخ: موضوع را نفي نمي کنم. هر برنامه اي تا حدودي به يک ميزاني موفقيت داشته است اما هزينه هاي مادي و معنوي که براي آن صرف شد در مقابل ميزان بازدهي و اثري که داشته اگر مقايسه اي داشته باشيم ناچيز بوده است. در بعد تنش زدايي بايد عرض کنم که ... موفقيت هايي نداشته ايم.

    *پرسشگر:جناح حاکم در دفاع از خود مي گويد :جناح مقابل سنگ اندازي هايي داشته است.نظر شما در اين مورد چيست؟

    پاسخ: ببينيد،همين که گفتند ، نگذاشتند،يعني ناکارآمدي و ناتواني.

     فکر مي کنيد اين جملات متعلق به کيست و کجا عنوان شده است؟ اظهارات فوق بخشي از مصاحبه ي مردي است که به گفته ي مصاحبه گر "دوهفته نامه ي ايلام فردا" حامل کوله باري از تجربه و تخصص بوده و از دردهاي جامعه آگاهي دارد و از آنها صحبت مي کند.

    "حاج فتاح اسماعيلي" مصاحبه ي فوق را در خرداد ماه 1383 با نشريه اي انجام داد که اينک اين نشريه ، فرمان عزلش را قبل از عزل شدن ،در تيتر اول و زودتر از ساير نشريات محلي، به اطلاع عموم مي رساند. نشريه اي که زماني حاج فتاح، در چند نوبت آن را جايگاهي مي دانست که در آن، يا دولت خاتمي را مورد آماج نقدهاي خود قرار مي داد و يا از برنامه هاي دولت جديد حمايت مي کرد. اينک اين نشريه چندين شماره است که به بزرگترين منتقد حاجي تبديل شده و براي عزلش لحظه شماري مي کند.فتاح اسماعيلي در سال هاي صدارت خاتمي، در گفتگو با نشريه ي ايلام فردا و ... اينگونه عملکرد دولتي را نقد مي کرد که اينک آرزوي بسياري از ايرانيان، بازگشت مجدد رئيس آن دولت، به مسند رياست جمهوري است.

    به نظر مي رسد تاريخ را براي اسماعيلي دوبار بايد تورق زد، يکي قبل از تصدي مسند فرمانداري ايلام و ديگري بعد از آن. فتاح اسماعيلي که قبل از صدارتش اغلب عملکردهاي دولت خاتمي را اينگونه زير سوال مي برد اينک بايد با چشمان خود نظاره کند که مخالفان سياسي و حتي دوستان سابقش،چگونه از فاتح نبودن و بي تدبيريش مي گويند و از حکايات گلستان سعدي برايش حکايت مي خوانند.

    به راستي تاريخ کتاب عبرت است و بزرگترين درسش ، کسب تجربه مي باشد. تاريخ است که به ما يادآور مي گردد که گر نقد کردي منصفانه نقد کن و الا روزي ممکن است خود نيز گرفتار نقد غيرمنصفانه گردي. اگرروزي روئيت تصاويرحاج فتاح،برصفحات جرايد محلي،مترادف بانقددولت خاتمي باجملات و واژه هايي بود که برخي از آنها در صدر اين نوشتار آمده، اينک تصوير حاجي، مساوي با شديدترين نقدها بر عملکرد او،درمسند فرماندار ايلام مي باشد.و اين شايدبزرگترين ميراث حاج فتاح اسماعيلي براي همه ي ما باشد. رعايت انصاف در نقد و عدالت در گفتار، بزرگترين درس از زندگي مردي است که اينک نشريات محلي، غزل خداحافظي اش را خوانده اند. ارمغان حاج فتاح اسماعيلي را بايد پاس داشت چرا که ممکن است روزي خود نيز گرفتار عبرت تاريخ گرديم.

       ۲ تير ۱۳۸۷   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [0]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    خلیل کمربیگی
    ایلام-اجتماع-زندگی

    دوستان ارجمند: مطالب این وبلاگ نوشته های شخصی اينجانب خليل كمربيگي معلم ،علاقمند به پژوهش ، تحقیق و حرفه ی روزنامه نگاری می باشند.هدف از انتشار این مطالب روشنگری و کاستن از مسایل و مشکلات استان است. از آنجا که رشته ی تحصیلی ام  جامعه شناسی می باشد‌، مطالب وبلاگ نیز بیشتر در حوزه های اجتماعی و سیاسی نوشته شده و سعی می گردد از زبان تخصصی جامعه شناسی اجتناب شده و مسایل را با ادبیاتی ساده انتشار دهد.تقاضا می گردد با ارائه نظرات خود ما را در رسیدن به اهداف ترسیم شده یاری فرمایید.ضمنا استفاده  از مطالب  اين وبلاگ و يا انتشار آنها،به شرط ذکر منبع ،بلامانع می باشد.

     

     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (0)
    انتخابات (0)
    اجتماعی - سیاسی (12)
    پژوهش ها و تحقیقات (0)
    عمومی (7)
    طایفه گرایی (1)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    از ماجرای علی کردان تا مساله ی تجارت القاب
    شاپور پولادي: تکذيب مي کنم
    خبرنگاری تصادفی در یک جامعه ی تصادفی
    آرد + ماسه= نان ایلام
    جدولی برای سرگرمی
    نظام اداري و نوچه پروري
    خبرنگاران و رسالت آنها
    شانزدهمین استاندار
    باز مساله اين شد:بومي يا غيربومي؟
    ارمغان حاج فتاح
    ترخیص موقت
    کسب مقام جدید: توقیف بوتک
    زندگی زیر نور فانوس
    يک پيشنهاد: احياء محلي گرايي
    استاد سارایی و دغدغه هایش
    رضا رستمی و میراث خواران
    معجزه ی CD در هزاره ی سوم
    فراخوان در زمینه ی مدیریت بومی در استان
    مرثيه‌اي در رثاي بومي گرايي
    طايفه‌ي تحصيل كردگان طايفه‌گرا

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    ظاهر سارایی
    سیداحمدرضا حائری
    رازگو بلوچ
    دهلران نیوز
    ايلام ما
    ایلام امروز
    مجله شهروند امروز
    نشریه علوم اجتماعی دانشگاه علامه
    بولتن علوم اجتماعی دانشگاه تهران
    هفته نامه فصل نو
    بانک اطلاعات نشریات کشور
    سیدعطاالله مهاجرانی
    مصطفی ملکیان
    ناصر فکوهی
    سیدجواد طباطبایی
    علی شریعتی
    عبدالکریم سروش
    سیدمحمد خاتمی
    حسین ابوالحسن تنهایی
    عماد افروغ
    داریوش آشوری
    امیرحسین آریان پور
    پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران
    انجمن جامعه شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز
    سرمایه اجتماعی
    انجمن انسان شناسی
    انجمن مردم شناسی
    انجمن جهانی جامعه شناسی
    انجمن جامعه شناسی ایران
    جامعه شناسی ایران

    خروجي RSS
     

     
     

    گزارش خطا

     ۲۷۰۶۹۹۸ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۱۰۲۳ مشاهده | امروز  ۸۵۳۲ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

    visitor stats

       © تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۷ |